فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

49

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

تهنيت « 1 » تاج دولت و تخت جهان به اقبال صد سال و بخت جوان عالى حضرت خلافت پناهى ظلّ الهى وارث مفاخر اوغوز [ خان و ] « 2 » مآثر انو شيروان عضد السّلطنة و الخلافة و الدّين ابو الفتح بايسنغر خان كه همچو يوسف در تخت ملك فايز به مطلوب و در مصر خلافت خلف صدق يعقوب است ( 28 - ر ) اى گل بستان جهان پرورى * سرو روان چمنِ سرورى لالهء نوخاستهء باغ دهر * لطف تو مرهم شده بر داغ دهر ماه درخشندهء چرخ كبود * درّ گران مايهء بحر وجود رحمت حقّ چرخ فلك آفريد * چرخ در اين دايره بىحدّ دويد باد درين راه بسى خاك بيخت * ابر بسى اشك غم از ديده ريخت بحر بسى سال در اين جوش بود * در طلبت ديدهء او شد كبود تا چو تو درّى به كف او فتاد * گوهر « 3 » جان در صدف او فتاد چون ز صدف سوى جهان آمدى * زيب دِهِ كون و مكان آمدى

--> ( 1 ) . P : باب اوّل ( 2 ) . F : اغوز ماثر و . . . ؛ P : ندارد ؛ با توجه به نسخهء K تصحيح شد . ( 3 ) . K : گهر